سبک یادگیری انطباق یابنده
افراد دارای این سبک یادگیری، از تجارب دست اول می آموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن با اعمال چالش انگیز لذت میبرند. آن ها در انجام کارها و برنامه ریزی و انطباق فوری با مقتضیات و شرایط توانا هستند. این سبک به این دلیل انطباق یابنده نامیده م یشود که افراد دارای این سبک توانایی تغییر دادن فوری عادت های خود را دارند و بیشتر م یکوشند تا مسایل را به روش آزمون و خطا حل نمایند . این افراد در حل مسایل بیش از آنکه بر اطلاعاتی که خودشان از راه تحلی لهای تخصصی کسب نموده اند تکیه نمایند، به اطلاعاتی که از دیگران به دست می آورند، وابسته اند (کلب، به نقل از رید،۲۰۰۰).
انواع سبکهای شناختی
سبکهای شناختی در دامنه های بسیار وسیعی مورد توجه قرار گرفته اند و اکثر پژوهشگران این سبکها را در دو بعد مطالعه کردهاند که اهم آن ها عبارت است از :
مقاومت در برابر انعطاف پذیری
این گونه افراد ، در مقابل تغییر نوعی سرسختی از خود نشان میدهند. همانند معلمان با تجربه ای که در استفاده از وسایل آموزشی در مقابل افرادی که با سبک انعطاف پذیری خویش راهآموزش را سریع تر طی میکنند با بی تفاوتی برخورد میکنند .
متعارف بودن در برابر فردیت
بسیاری از افراد برای یافتن راه حل یک مسئله به شیوه های مختلف دنبال جواب متعارف میگردند؛ در صورتی که گروهی فقط به جوابهای غیر متعارف و فردی گرایش دارند .
سبک های مفهوم سازی
در این سبک فرد با توجه به محرک و اثرات آن در ادراک و ساخت مفاهیم تجزیه و تحلیل می شود .
سبک های بخش بخش سازی
افرادی که در این نوع سبک قرار دارتد معمولاً دارای نگرش پایدار در زمینه جداسازی مقولات از یکدیگر هستند ، یعنی موضوعات را به صورت مجزا از یکدیگر می بینند .
واگرایی در مقابل همگرایی
افراد این سبک در دو قطب کاملاً متضاد هستند. افراد همگرا به منابع منطقی و درست و در مقابل افراد واگرا به تنوع و کمیت پاسخ ها توجه دارند. دو قطب این سبک در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند به این تربیت که همگرایان تفکری در جهت علوم و واگرایان تفکری در جهت هنر دارند. (سریواستاوا[۱۷] ، ۱۹۹۱ به نقل از نوروزی ۱۳۸۲ )
کسانی که به سبک واگرا عمل میکنند توانایی بیشتری در موقعیتهای عینی و واقعی دارند و بیشتر نظاره گر هستند تا عملگرا. افراد همگرا دارای نوعی تفکر عملکردی اند و بیشترین توانایی را در کاربرد تئوریها و اندیشههای عملی را دارند .
جذب کننده در برابر انطباق یابنده
دانش آموزانی که دارای سبک یادگیری جذب کننده هستند نوعی توانایی در جذب و ترکیب اطلاعات به صورت منطقی دارند و به مفاهیم انتزاعی علاقه بیشتری نشان میدهند تا مفاهیم اجتماعی . در مقابل دانش اموزان انطباق یابنده دارای نوعی نگرش آزمایشگری و تجارب مستقیم هستند .
پردازش کننده کلامی در برابر دیداری
افرادی که سبک پردازش کننده کلامی دارند ، کسانی هستند که از طریق شنوائی و تعامل میان شنیده های خود بهتر به مرحله یادگیری میرسند تا آنهایی که از طریق دیدار می خواهند مطالبی بیاموزند.
سبک شناختی تکانشی در مقابل تاملی
در این سبک، سرعت ادراک مورد نظر است کسانی که دارای سبک شناختی تکانشی هستند بیشتر به سرعت پاسخ توجه دارند. در این سبک، سرعت ادراک مورد نظر است و شاید همین طرز تفکر این گونه افراد سبب شده است که آن ها اشتباهات بیشتری را مرتکب میشوند. در حالی که، افرادی با سبک شناختی تاملی با دقت و حوصله بیشتر به کار می پردازند و چنانچه تکلیفی از آن ها خواسته شود با تأخیر و تأمل آن را انجام میدهند و شاید بتوان گفت در انجام امور و حل مشکلات به تحلیل می پردازند و ضمن تأمل، راه حلهای مختلف را پیشبینی میکنند و با انتخاب بهترین راهآن را انجام میدهند .
سبکهای پیچیدگی شناختی در برابر سادگی شناختی
دانش آمو زان با پیچیدگی شناختی کسانی هستند که در شرایط پیچیده خود را سریع تر هماهنگ میکنند در حالی که دانش آموزان دارای سبک سادگی شناختی، موقعیتهای یکنواخت و محیط منظم را بیشتر ترجیح میدهند . (نوروزی ، ۱۳۸۲ )
سبکهای شناختی وابسته به زمینه و مستقل از زمینه
در اوایل ۱۹۴۵ هرمن و یتکین متوجه تحقیقاتی پیرامون تفاوت افراد در زمینه موقعیتهای دیداری یک مسئله شد. و یتکین افراد را به دو دسته وابسته به زمینه و مستقل از زمینه تقسیم بندی کرد. ( ویتکین و مور و گودیناف[۱۸] ، ۲۰۰۸ )