فرض های مربوط به نماینده (مدیر). (دکتر محمد نمازی ، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز):
-
- مدیر نیز به دنبال نفع شخصی خود – رسیدن به بالاترین مطلوبیت مورد انتظار (حقوق و دستمزد) میباشد. منافع شخصی مدیر ، نه تنها مالی است بلکه شامل موارد غیرمالی از قبیل فرصت استراحت ، دفتر کار زیبا ، عضویت در سازمان های معتبر و … نیز میگردد.
-
- مدیر شخصی ریسک گریز است ، یعنی ثروت بیشتر را به کمتر ترجیح میدهد. اما هنگامی که ثروت افزایش پیدا میکند ، مطلوبیت مورد انتظار (پولی و غیر پولی) وی کاهش مییابد.
-
- مدیر اصولاً فردی عقلانی است. از یک طرف میداند سعی و کوشش وی منجر به افزایش ارزش شرکت می شود. پس باید اعمال کند. اما از طرف دیگر ، بر اثر کار کردن خسته می شود و تمایل به کارگریزی دارد. این تمایل را در اصطلاح ، تئوری نمایندگی از زیر کار شانه خالی کردن مینامند.
-
- مدیر منطقی است. یعنی با وجود موارد بالا انتظار می رود در راستای منافع سهامدار تصمیم گیری و اقدام نیز کند.
- مدیر مانند سهامدار ، قدرت محاسباتی و پیشبینی آینده را دارد و میتواند اطلاعات موجود را که شامل اطلاعات حسابداری نیز میگردد ، پردازش کند و به نفع نمایندگی به کار برد.
زیر بنای حاکمیت شرکتی مبتنی بر تئوری نمایندگی که مجموعه ای از قراردادها ما بین ریسک پذیران (یعنی سهامداران) و مدیران بنگاه های اقتصادی میباشد. بعبارت بهتر تأمین بازده مطلوب و ارزش ماندگار برای بنگاه اقتصادی از وظایف مدیران و پرداخت پاداش و حق الزحمه از تعهدات سهامداران میباشد. در واقع زیربنای مذکور مبتنی بر یک دیدگاه محدود از تئوری نمایندگی میباشد در صورتی که در دیدگاهی گسترده تر علاوه بر سهامداران طیف وسیعی از ذینفعان از جمله هیئت مدیره ، مدیران ارشد اجرائی ، کارکنان ، فروشندگان ، مشتریان ، حسابرسان ، حسابداران ، تحلیل گران مالی ، کارگزاران بورس ، بانکداران و اعتبار دهندگان ، نهادهای اجتماعی، وکلای حقوقی ، قضات و جامعه را در بر میگیرد. بنابرین حاکمیت شرکتی را می توان در تعریف محدود آن ، رابطه شرکت با سهامداران و در تعریف گسترده آن ، رابطه شرکت با جامعه دانست.
مشکلات نمایندگی
-
- مشکل مربوط به نمایندگی ، وجود تضاد منافع بین سهامدار و مدیر است یعنی سهامدار به دنبال رسیدن به بالاترین مرحله ارزش سرمایه گذاری است و مدیر نیز در وهله اول به دنبال افزایش ثروت خود میباشد.
-
- مشکل نمایندگی، مربوط به ناتوانی سهامدار، در ملاحظه اقدام و عملیات مدیر است. (جنسن ۱۹۹۸)، هلمسترم ۱۹۷۹) سهامدار نمی تواند اقدامات مدیر را به طور روزانه دنبال کند تا مطمئن شود که آیا تصمیم گیری های مدیر ، منطبق با منافع سهامدار است یا خیر. سهامدار فاقد اطلاعات لازم در خصوص عملیات مدیر است این حالت را در اصطلاح تئوری نمایندگی عدم تقارن اطلاعات مینامند.
-
- مشکل نمایندگی، به اصطلاح ، اثرات انتخاب نا مطلوب میباشد. (جید سد ال ۱۹۸۱) مدیر به نحوی رفتار نماید تا اطلاعات نادرست و یا غیر کامل به سهامدار منتقل نماید.
-
- مشکل نمایندگی، در اصطلاح خطر اخلاقی نام گرفته است (بیمن ۱۹۹۰، ۱۹۸۲) این مشکل وقتی به وجود میآید که نماینده، طبق نفع شخصی خود ، انگیزه پیدا میکند تا از شرایط قرارداد منعقد شده خارج شود.
- مشکل مربوط به نمایندگی، این است که قرارداد بین سهامدار و مدیر ، در شرایط عدم اطمینان نسبت به حالات طبیعی آینده منعقد میگردد در متن تئوری نمایندگی، این اتفاق ها به دو گروه عوامل غیر قابل کنترل و عوامل قابل کنترل طبقه بندی میشوند. اگر مدیر ریسک گریز باشد، به طور طبیعی، تمایل دارد که دست کم قسمتی از ریسک مربوط به عوامل غیر قابل کنترل را به مالک انتقال دهد(دکتر محمد نمازی، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز).
به طور خلاصه، برخی از روش های مستقیم که از طریق آن ها سهامداران میتوانند مدیران را کنترل و به حل و فصل تضادها کمک کنند به شرح ذیل است:
-
- حق رأی سهامداران در مجامع عمومی که بر نحوه اداره شرکت تأثیر میگذارند. حق رأی مذکور بخش با اهمیتی از دارایی های مالی سهامدار است و یکی از موارد استفاده از حق مذکور ، رأی به تغییر مدیران است.
-
- قرارداد فی ما بین سهامداران و مدیران نیز یکی از راهکارهاست ، گر چه با اصلاح و بهبود حاکمیت شرکتی ، مناسبت خود را از دست میدهد.
- راهکار نهایی راه حل خروج است. واضح است خروج سهامدار اصلی موجب نگرانی فعالان بازار سرمایه می شود و در پی آن سهامداران بیشتری نگران افت شدید قیمت شده و با فروش سهام خود کاهش شدید قیمت سهام را موجب خواهند شد در نتیج منافع مدیران تحت تأثیر قرار میگیرد.
از جمله موارد دیگر پاسخ به این سوال مهم که سهامداران چگونه میتوانند مدیریت را کنترل کنند با این فرض که تأیید عملکرد کار گزار برای کار گمار مشکل و پیچیده است ؟ با توجه به بررسی های انجام شده می توان حسابرس مستقل را به عنوان یکی از با اهمیت ترین و مؤثرترین روشها نام برد.
۲-۱-۹ دیدگاه های مختلف درباره ی ارزش
تعریف ارزش از دیدگاه ها و جنبههای متضادی قابل بررسی است، که از جمله ان می توان به ارزش ذاتی، ارزش ویژه ارزش منصفانه، و ارزش انحلال اشاره کرد. در ادامه به شرح هر یک از این موارد می پردازیم.
۲-۱-۹-۱ ارزش ذاتی[۲۱] (intrinsic value)
دقت پیشبینی تحلیل گران ، عامل اصلی موفقیت سرمایه گذارانی است. برای موفقیت یک استراتژی فعال مدیریت پر تفوی ، پیشبینی مدیر پر تفوی ، باید به طور متوسط درست بوده و با پیشبینی های مورد توافق بازار متفاوت باشد. تنها با در دست داشتن پیشبینی دقیق و به کار بردن مدل های ارزش گذاری مناسب ، تحلیل گر میتواند ارزش ذاتی را برآورد کند. ارزش ذاتی یک دارایی برابر است با ارزش ان ، با فرض داشتن تمام مشخصات سرمایه ای آن دارایی است (بخشیانی و راعی ۱۳۸۷).
ارزش گذاری بخش تفکیک نا پذیر تلاش مدیر پر تفوی ، برای تولید بازده افزوده است. بازده افزوده ، به تفاوت بازده دارایی در صورت نگه داری آن با میزان بازده مورد درخواست بازار با توجه به ریسک آن دارایی گفته می شود. به عبارتی دیگر بازده افزوده، آلفا هم نامیده می شود. مدیر پر تفوی سعی میکند با برآورد دقیق ارزش ذاتی آلفای مثبت تولید کند. گفتنی است که هر گونه تفاوت قیمت دارایی با ارزش ذاتی برآورد شده ی آن، توسط تحلیل گر به عنوان قیمت گذاری نا مناسب تفسیر می شود. مدیر پر تفوی انتظار دارد ، در بلند مدت ، قیمت دارایی به ارزش ذاتی آن نزدیک شده و در نتیجه بازده افزوده محقق شود. در این تحقیق بین ارزش ذاتی و قیمت یک دارایی که از این پس ما آن را ارزش می نامیم تمایز قائل میشویم ، چرا که برخی محققان معتقدند که در بلند مدت قیمت دارایی به سمت ارزش آن همگرا میگردد، اما در کوتاه مدت قیمت گذاری نا مناسب و نادرست امکان پذیر است و این دیدگاه با مفهوم سنتی کارایی بازار که ادعا میکنند قیمت دارایی بهترین برآورد ارزش آن است ، سازگار نیست (بخشیانی و راعی ، ۱۳۸۷).