مرحله دوم: سه تا شش سالگی
بازی و حرکات بدنی کاملا در بدن کودکان آشکار می شود،در اواخر این مرحله معمولا نیروی خیال کودک شدت مییابد و در بازیهای او منعکس می شود کودکان به تحلیل و ترکیب اشیا،کسب اطلاعات،علاقمندی به رقابت و تقلید از هرچه میبیند و میشنود،متمایل میگردد.در این دوره کودک علاقه شدیدی به بازی با گل و خاک دارد،نباید اورا از این عمل بازداشت، بلکه باید فقط گل و خاک تمییز در اختیار او گذاشت و بعد از بازی وی را به شستن دستها ترغیب نمود.
در این سن کودک اسباببازیهای خود را میشکند تا به محتویات درون آن پی ببرد، همچنین در این مرحله به هیچ نوع قید و قاعدهای در بازی خیالی مثل لوازم کهنه و اسقاطی، اسباببازیهای کوچک از لوازم زندگی، پازل،بازیهای کارتی ساده ، مواد هنری مثل وسایل نقاشی می تواند مفید و مناسب باشد. کالسکه یا سه چرخه و چرخ بزرگ، وسایل برای نقاشی،رنگ کردن،طراحی،کارهای چوبی، تاب خوردن،نخ کردن مهره،کتابهایی با موضوعاتی درمورد دنیای واقعی کودکان می تواند برای کودکان چهارساله لذت بخش و مؤثر باشد،خمیربازی و بازیهای کارتی،بازیهای جدول که درآنها قاعدههای محدود حاکم است و نتایج آن بیشتر بر اساس شانس است و بازیهای فکری برای سنین پنج سالگی مناسب و مفید میباشد.در پایان این مرحله کودک به سوی واقعیتگرایی وتفکر منطقی متمایل می شود.بنابرین مواد بازی نیز باید یاریدهنده بازی این کودک باشد.(همان منبع)
مرحله سوم:سه تا شش سالگی
در این مرحله کودک بیشتر به بازیهایی متمایل می شود که با حرکات زیاد توام است و میخواهد سرعت،قدرت و مهارت خود را نشان دهد، چون میان عضلات و اعصاب ارتباط برقرار می شود. بدین سبب می تواند به بازیهایی که مستلزم مهارت هستند مشغول شود.همچنین کودک به بازیهای دسته جمعی علاقهمند می شود و میخواهد در هر بازی رفیق و شریکی داشته باشد تا به او کمک کند یا به مبارزه و مباحثه با او بپردازد. زیرا در این مرحله است که میل به رقابت ظاهر می شود و دوام و شدت مییابد چون در این سن نیروهای گوناگون بدنی و ذهنی کودک رشد می کند و او می تواند عضلاتش را کنترل کند و نیز به علت تربیت حواس وکسب مهارت و تجربه، بازیهای گوناگون را به سرعت و قدرت و دقت انجام میدهد( در صورتی که قبلا از انجام آنها عاجز بود). این دوره سالهای حساس برای زندگی نوین کودک است.او در این سن در محیطی رسمی تربیتی قرار میگیرد و از او انتظار میرود تا به قوانین آموزش رسمی گردن نهد.بازی کودکان در این مرحله ترکیبی از بازیهای آموزشی و تقلیدی آزاد است.(همان منبع)
چهار دوره بازی:
برای کودکان چهار دوره یا مرحله برای بازی نام میبرند که به قرار زیر است:
مرحله کاوشی:
که تا حدود ۳ ماهگی است و بازی کودکان عمدتاً عبارت است از:نگاه کردن به اشخاص و اشیاء و احیانا کوشش برای گرفتن اشیایی که جلو چشمشان می گیرند.بعد از آن کودک سعی می کند همه چیز را بگیرد، زیرا می تواند حرکات اعضای بزرگ بدنش را تا حدی کنترل کند.(خزاعی و خزاعی،۲۸،۱۳۹۲)
مرحله اسباب بازی:
از یک سالگی آغاز و بین۵ و۶ سالگی به اوج خود میرسد. در این دوره، کودک با اسباببازیها صحبت می کند و آنها را جاندار میپندارد و آنها را تشویق یا تنبیه می کند.(همان منبع)
مرحله بازی حرکتی و نمایشی:
معمولا پس از ورود به مدرسه، بازیهای کودک، عمدتاً حرکتی و نمایشی است، جز هنگام تنهایی که ممکن است به اسباببازیهای خود پناه ببرند. در این مرحله کودک به بازیهای ورزشی و جمعی می پردازد.(همان منبع)
مرحله بازی رویایی:
که حدود بلوغ شروع می شود و کودک دیگر به اسباببازی علاقه نشان نمیدهد و بیشتر اوقاتش را در بازیهای رویایی صرف می کند.(همان منبع)
مشخصه های بازی کودکان:
روانشناسان معاصر مشخصات بازی را در بازیهای کودک کشف کرده اند.
-
- بازی یک نیاز درونی است نه یک نیاز فیزیولوژیک یا خواسته اجتماعی
-
- بازی با پرسش من با این شی چه میتوانم بکنم؟،هدایت می شود.بنابرین بازی غیر از کاوش است.زیرا در کاوش این سوال مطرح است : این شی چیست و با آن چه میتوان کرد؟
-
- در بازی بیشتر به بازی کاربرد اشیا توجه می شود.
-
- بازی با آزادی از مقررات خارجی تحمیلی مشخص می شود
-
- بازی متضمن فعالیت است.
-
- بازی کودکان تحت تاثیر سنت است، به این معنا که در بازیهای خود از بزرگسالان تقلید میکنند.
- بازی از الگوی قابل پیش بینی رشد و تکامل با توجه به سن کودک پیروی می کند.(خزاعی و خزاعی،۲۴،۱۳۹۲)
بازی بهترین وسیله است تا کودکان به آنچه شخصا دوست دارند،بپردازند.مقررات لازم را شخصا وضع کنند.احساس هویت و استقلال کنند.مقدار وقت لازم و حتی زمان و مکان را شخصا انتخاب کنند. آنچه را که میخواهند تجربه کنند،کشف کنند و بیاموزند. به تبادل عاطفی با همسالان خود بپردازند.به میزان نیازشان لذت ببرند و خوشحال شوند.مسائل زندگی را درخود تجربه کنند،به درون سازی و برونسازی بپردازند.امیال سرکوفته خود را ارضا کنند، نگرانیهای خود را کاهش دهند و از بین ببرند. مهارت های حسی حرکتی خود را رشد و گسترش دهند. در دنیای خیالی خود فرو روند.نقشهای جنسی خود را دریابند،به خلاقیت برانگیخته شوند .با انضباطهای لازم جهت زندگی جمعی آشنا شوند و خود را در خویشتن،رشد و گسترش دهند.(همان منبع)
دیدگاه دانشمندان اسلامی در زمینه بازی:
در اسلام به مراحل رشد انسان از کودکی تا پیری توجه خاصی شده است. آنچنان که پیامبر اکرم(ص) در دوران زندگانی خود و به خصوص با وجود شرایط دشوار صدر اسلام، با ظرافت ویژهای به کودکان توجه داشتند که باعث شد آینده سازان جامعه اسلامی پرورش یابند.
عطوفت و مهربانی به کودکان بارها از طرف پیامبر اکرم(ص) توصیه شده است. آن حضرت کودکان را بسیار دوست میداشت و همواره توجه و احترام به شخصیت آنها را توصیه میکردند و رفتار و تربیت کودکان را با توجه به سن و سال و مراحل رشد آنها ضروری میدانستند. آن حضرت در حدیثی میفرمایند “هرکس کودک دارد باید مانند کودک با او رفتار کند”.(همان منبع،۳۰)
رفتار پیامبر زمانی که در حال نماز جماعت، نوه خردسال ایشان برگردهاش سوار میشد چنان بردبارانه و با شکیبایی بود که اطرافیان را به تعجب وامیداشت و علاوه بر آن کودکان مدینه بر خود جرات میدادند و از پیامبر میخواستندتا با آنها بازی کند و ایشان قبول میکردند.اینگونه سیره و رفتار پیامبر با کودکان بود که فرزندان حضرت علی(ع) چنان دلاور مردانی بارآمدند.(همان منبع)
ابوعلی سینا: حکیم ابو علی سینا اعتقاد داشت که سلب آزادی و جلوگیری از جنب و جوش و بازی کودکان، زمینهای برای افسردگی آنها میباشد و این افسردگیها باعث می شود تا رغبتها از بین برود و کودکان شادابی،طراوت،تحرک و جنب و جوش خود را از دست بدهند و رفتار آنها،بیمارگونه شود.(همان منبع)
“