در بررسی ادبیات پژوهش حاضر در زمینه سبک زندگی اسلامی در زمینه سبک زندگی اسلامی، اضطراب وجودی و ویژگی های شخصیتی، مطالعه ای که به طور مستقیم با پژوهش حاضر همخوانی داشته باشد، یافت نشد؛ اما بررسی های مهمی در حیطه رابطه ی دینداری و جهت گیری مذهبی با اضطراب و اضطراب وجودی و یا اضطراب مرگ ( که زیرشاخه ای از اضطراب وجودی است) و صفات شخصیتی صورت گرفته است.
علی عیسی زادگان، حمزه سلمان پور و ابوالفضل قاسم زاده در سال ۱۳۹۱ با انجام پژوهشی با هدف ” بررسی رابطه ی صفات شخصیتی، جهت گیری مذهبی و وسواس مرگ” نشان دادند که مؤلفه های جهت گیری مذهبی(درونی و بیرونی)، صفات شخصیتی( روان ررنجوری، سازگاری، گشودگی به تجربه، برون گرایی و مسئولیت پذیری) و وسواس مرگ ( نشخوار فکری، سلطه ی مرگ و عقاید تکراری مربوط به مرگ) دو به دو با هم همبستگی دارند.
در مطالعه ای که توسط محمد کریم خداپناهی، فاطمه خلیلی شرفه و اسفندیار حیدری با هدف ” بررسی رابطه ی مذهب با اضطراب مرگ و هیجان خواهی” در سال ۱۳۸۸ بر روی یک نمونه ی ۳۶۰ نفری در دسترس انجام شد به این یافته ها رسیدند که : ۱- جهت گیری مذهبی درونی با اضطراب مرگ کمترp<0/01)) و گریز از بازداری کمتر ارتباط دارد(p<0/05). 2-جهت گیری مذهبی بیرونی با هیجان خواهی ومولفه های تجربه طلبی گریز از بازداری و ملال پذیری رابطه ی منفی دارد ولی رابطه بین جهت گیری مذهبی بیرونی با اضطراب مرگ به دست نیامد. ۳- رابطه ی معنی داری بین اضطراب مرگ و هیجان خواهی به دست نیامد. بنابرین نتیجه اینکه جهت گیری مذهبی درونی منجر به کاهش اضطراب مرگ و جهت گیری بیرونی منجر به کاهش هیجان خواهی میگردد.
مهناز علی اکبری دهکردی، محمد اورکی، زیبا برقی ایرانی و سیده کیمیا کیاراد در پژوهشی مشابه با هدف بررسی رابطه جهت گیری مذهبی با از خودبیگانگی، افسردگی و اضطراب مرگ در دانشجویان دانشگاه پیام نور استان تهران که در سال ۱۳۹۰ بر روی ۴۰۰ نفر از دانشجویان دختر و پسر که به شکل طبقه ای تصادفی انتخاب شده بودند، انجام دادند، به نتایج مشابهی حاکی از تاثیرجهت گیری مذهبی درونی بر کاهش اضطراب مرگ، دست یافتند.
در پژوهش دیگری از نوع پس رویدادی مقایسه ای به روش همبستگی که توسط مسعود نور علیزاده میانجی و مسعود جان بزرگی با هدف بررسی ” رابطه ی اضطراب وجودی و اضطراب مرضی و مقایسه ی آن ها در سه گروه افراد بزهکار، عادی و مذهبی در سال ۱۳۸۹ صورت گرفت، نتایج نشان داد که دین داری و تحصیلات سهم زیادی در تاثیر گذاری بر کاهش اضطراب به ویژه اضطراب وجودی داشت و افراد مذهبی کمتر از اضطراب وجودی رنج میبرند.
۲-۱۴-۲- تحقیقات خارجی
در این بخش تحقیقات خارجی انجام گرفته در مورد اضطراب وجودی و مؤلفه های آن (اضطراب مرگ، اضطراب بی معنایی، اضطراب گناه) آورده شده است.
ساهیل و آکرام[۷۳] (۲۰۰۰)، رابطه بین اضطراب مرگ با جنسیت، سن و دینداری را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که زنان، آزمودنی های مسن تر نیز آزمودنی هایی که اعتقادات مذهبی ضعیف تری داشتند، نسبت به مرگ قریب الوقوع ترس بیشتری را گزارش کردند. همچنین زنان و آزمودنی هایی که اعتقادات مذهبی ضعیف تری داشتند، نسبت به دیگر همتایان خود، در موردابعاد مختلف مرگ، مثل کوتاه زندگی، انزوای کامل در اثر مرگ، ترس از نیستی و متلاشی شدن بدن پس از مرگ، اضطراب بیشتری نشان دادند.
همچنین سیسرلی[۷۴](۲۰۰۱) نشان داد که اعتقاد به زندگی بعد از مرگ و گرایش های مذهبی به طور منفی با ترس از مرگ ارتباط دارد.
ایلسون[۷۵] (۱۹۹۱) و لوین[۷۶](۲۰۰۴) در پژوهشی به این یافته رسیدند که افرادی که عبادت میکنند، احساس معنا و هدف بیشتری در زندگی دارند و تعالی شخصی بیشتری را تجربه میکنند.
از آنجایی که در مطالعات خارجی به طور مستقیم به بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی و ویژگی های شخصیتی پرداخته نشده است، در اینجا به بررسی پژوهش های انجام شده در ارتباط با ویژگی های شخصیتی ویا یکی از ویژگی های شخصیتی در ارتباط با یکی از مؤلفه های سبک زندگی اسلامی از جمله : مؤلفه ی خانواده( مثل رضایت و سازگاری زناشویی و…)، مؤلفه ی سلامت( مثل سلامت روانی و جسمی و تغذیه و…)، مؤلفه ی اجتماعی( وظایف فرد در ارتباط با دیگران و فراتر از خود و خانواده) و… پرداخته می شود.
مک کولاف ، تی سانگ و برایان[۷۷] (۲۰۰۳) در پژوهشی طولی که بر روی نوجوانان انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که وجدان تنها عامل شخصیت است که مذهبی بودن را پیشگویی میکند.
هیل[۷۸] (۲۰۰۲)و مون[۷۹](۲۰۰۲) در پژوهش های خود ارتباط منفی معنی داری بین روان رنجورخویی و رفتار شهروندی سازمانی گزارش کردند.
وارن(۲۰۱۱) در پژوهشی با هدف بررسی رابطه بین اضطراب رایانه و شخصیت به این نتیجه رسیدند که بین ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه رابطه ی معنی دار وجود دارد.
شای شین ونگ [۸۰]و همکارانش(۲۰۰۷) در پژوهشی به بررسی شخصیت، رضایت از زندگی، اضطراب و تجارب متا خلقی در بین دانش آموزان سنگاپوری و استرالیایی پرداختند. نتایج حاکی از آن بود که دو صفت توافق و روان رنجوری دو پیشبینی کننده مهم تجارب متا خلقی و بازسازی هیجانی هستند و همچنین بازسازی هیجانی، اضطراب و رضایت از زندگی را حتی پس از کنترل متغیرهای جمعیت شناختی و شخصیتی پیشبینی میکنند.
توماس السن گرامستاد، رلف جستاد و بریت هاور[۸۱](۲۰۱۳) در پژوهشی بر روی یک نمونه ی ۲۰ نفری از دانشجویان پزشکی به پیشبینی استرس شغلی، افسردگی و اضطراب در میان پزشکان بر اساس ویژگی های شخصیتی پرداختند. نتایج حاکی ازآن بود که برخی از ویژگی های شخصیتی که در اوایل دوره ورود به دانشکده پزشکی اندازه گیری شده بودند، با سلامت روانی ارتباط داشتند.
پیتر هیلز[۸۲] و همکاران(۲۰۰۲) در پژوهشی با هدف “بررسی ارتباط صفات اولیه ی شخصیتی با اعمال و جهت گیری مذهبی” بر روی یک نمونه ی ۴۰ نفری از دانشجویان دوره ی کارشناسی انگلستان به این نتیجه رسیدند که همه ی متغیر های مذهبی با عوامل شخصیتی پسیکوز همبستگی منفی دارند.
در پژوهش شاکل فورد[۸۳]، بی سر[۸۴] و گاتز[۸۵] رابطه ی صفات شخصیت، رضایت زناشویی و احتمال خیانت زناشویی را بررسی کردند. آن ها دریافتند که : ۱- بین سطح پایین توافق زوجین و رضایت زناشویی رابطه ی منفی وجود دارد. ۲- بین سطوح پایین وجدانی و رضایت زناشویی رابطه ی منفی وجود دارد. ۳- بین سطوح بالای روان رنجور خویی زوجین و رضایت زناشویی رابطه ی منفی وجود دارد.
هایس و جوزف[۸۶](۲۰۰۳) در پژوهشی اظهار داشتند که مؤلفه های ویژگی های شخصیتی مانند با وجدان بودن و برون گرایی با سلامت روان مرتبط هستند.
واتسون و هوبارد[۸۷](۱۹۹۶) به این یافته رسیدند که روان رنجورخویی ارتباط منفی با سلامت روان دارد.
مالوف، شات، بالر و روک[۸۸] (۲۰۱۰) در تحقیق خود نشان دادند که پنج عامل شخصیت ارتباطی معنا دار با رضایت و صمیمیت همسران دارند که عبارتند از: عصبی بودن کم، توافق، برون گرایی و وجدانی بودن.