قرآن کریم در دو جا به نام حضرت ادریس اشاره می کند: یک جا در سورۀ مریم می فرمایند: « وَرَفَعْنَاهُ مَکَانًا عَلِیًّا وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَّبِیًّا »(مریم۵۷-۵۶)
« و در این کتاب از ادریس یاد کن که او نبی راستگویی بود و ما او را به مقامی بلند ارتقاء دادیم»
و در جای دیگر سورۀ انبیاء می فرمایند:
« وَإِسْمَاعِیلَ وَإِدْرِیسَ وَذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِینَ ،وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِی رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِینَ »
(انبیاء ۸۶- ۸۵)
« و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را ( یاد کن ) که همه از صابران بودند، و آنان را در رحمت خود داخل نمودیم، چرا که ایشان از صالحان بودند».
قمی(متوفی قرن سوم ق) نوشته است که ادریس را به علت پرداختن زیاد به مطالعه و تدریس کتاب به این نام نهاده اند(قمی،۱۳۸۷، ج۲، ۵۲)
محمد زمخشری (متوفی۵۳۸ ق) در مورد ادریس چنین می گوید:
«خداوند سی صحیفه بر او نازل کرد و او نخستین کسی بود که لباس دوخت و آن را پوشید» (زمخشری،: ۱۳۸۹،ج۳، ۹۵)
طبرسی (متوفی۵۴۸ ق) در مورد ادریس می گوید : «خدا علم ستاره شناسی، کیهان شناسی، ریاضی را به او آموخت و این دانش ها که در نزد او بود پرتوی از اعجاز و نشانه ای از نشانه های دعوت آسمانی و رسالت او است.» (طبرسی،۱۳۸۰، ج ۱۵ و ۱۶، ۶۴۰)
در کتاب المیزان به تفصیل دربارۀ ادریس سخن گفته شده و بیشتر سخنان مفسرین و محدثین در این کتاب گردآمده است: «ادریس یکی از اجداد نوح علیه السلام است. در آیات قرآن، خداوند وی را به ثنایی جمیل ستوده است. او را نبی صدیق و از زمره صابرین و صالحین شمرده و خبرداده که او را به مکانی منیع بلند کرده است»(طباطبایی،۱۳۶۳، ج۱۴، ۹۵)
علامه طباطبایی سپس به نقل شرح حال ادریس از کتاب های تاریخی می پردازد و تأکید می کند که «ادریس همان هرمس و شاگرد آغاتاذیمون یکی از انبیاء یونانیان و مصریان است. او در مصر اقامت نمود و خلایق را امــر به معروف و نهی از منکــر می نمود. مردم زمان او با هفتاد و دو زبان حرف می زدند وخداوندزبان همگی آنان را به وی تعلیم داد.تا هرفرقه ای ازایشان را به زبان خودش تعلیم دهد،همچنین مهارت نقشه کشی برای شهرسازی راآن ها بیاموخت.»(طباطبایی، ۱۳۶،ج ۱۴، ۱۰۴)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۴ ادریس در ادب فارسی
در مورد نام ادریس نبی (ع) همانند الیاس نبی(ع) خصوصیاتی نظیر حکمت و دانایی و شجاعت و راز دانی در اشعار شاعران فارسی زبان آمده:
عیسی و ادریس بر گردون شدند با ملایک چونکه همجنس آمدند
(مولوی، دفتر چهارم،۱۳۸۸: ۲۶۷۲/۷۵۸)
بود جذبیت در ادریس از نجوم هشت سال او با زحل بود در قدوم
(مولوی، دفتر ششم،۱۳۸۸: ۲۹۸۵/۱۸۸)
زیر قلم حجت او حکمت ادریس خاک قدم استر او تاج اسکندر
(ناصر خسرو،۱۳۸۷:۴۲۹۶/۲۸۳)
و آنجه که سخن خیزد از آیات الهی سقراط سزد چاکر و ادریس عیالش
(همان، ۵۱۴۶/۳۰۵)
زافعال نکوهیده شود پاک چو ادریس نبی آید به افلاک
(شبستری،۱۳۸۴، ۳۳۳/۱۵۴)
سنایی نیز در مورد ادریس در حدیقه الحقیقه اشعاری گفته است:
نه چون ادریس پوستش بفکند در فردوس را ندید به بند
(سنایی،۱۳۵۹، ۱۰/۷۹)
کو شکش درولایت تقدیس صحن او بام خانۀ ادریس
(همان،۱۰ /۱۹۰)
مهرش ادریس را بداده نوید لطفش ابلیس را نکرده نمید
(۱۴/۲۰۰)
رفعت ادریس از ثنای تو یافت سدره جبرئیل از برای تو یافت
(۷/۲۰۸)
خاقانی نیز از ادریس و مقامات او در اشعارش بهره ها برده :
ادریس قضا بینش و عیسی روان بخش داده لقبش در دو هنر واضع القاب
(خاقانی،۱۳۶۵، ۴۱۵ )
بر تخت شهنشاهی و بر مسند عزت ادریس بقا باش که فردوس لقایی
(همان/۴۳۹)
بودت هزار جا خط و یک جای خط دریغ جا حظ نماند و جاحط ادریس جان نماند
(همان۸۷۱)
۲-۵ هرمس در ادبیات فارسی
نام هرمس در ادبیات فارسی در شعر شاعران بزرگی همچون نظامی، ناصر خسرو، عطار، و مولوی انعکاس یافته و از او به عناوین مختلفی یاد شده است. به نظر می رسد هرمس در نظر این شاعران عموماً یکی از هفت حکیم بزرگ قدیم و پایه گذار و حامی علوم و حکمت تلقی شده است. حکیم نظامی بیش از دیگر شعرا در اشعار خود از هرمس یاد می کند و ضمن برشمردن اواز زمرۀ هفت گانه، جایگاه او را نیز در آسمان هفتم می داند.
از آن فیلسوف گزین کرد هفت که بر خاطر کس خطایی نرفت
ارسطو که بُد مملکت را وزیر بلیناس برنا و سقراط پیر
فلاطون و والیس و فرفوریوس که روح القدس کردشان دستبوس
همان هفتمین هرمس نیک رای که بر هفتمین آسمان کرد جای
(نظامی، اقبالنامه،۱۳۷۶، ۱۰/۱۲۰)