شرکت ها نیز به اجرای نوآوری هایی ترغیب شده اند که میتواند از طریق به کارگیری اوراق بهادار مرتبط با سهام، نظیر گواهی اختیار خرید سهام از شرکت[۴۲] و نیز سهام صندوق های قابل معامله در بورس، موجب افزایش سطح سهام شناور آزاد شود.
هدف از این تدابیر، افزایش مشارکت سرمایه گذاران جزء در بازار سهام و در عین حال کاهش منافع شرکت های سرمایه گذاری وابسته به دولت در شرکت های دولتی، در قبال دریافت واحدهای صندو قهای قابل معامله در بورس، بدون اعمال فشار فروش به سهام مذکور و کل بازار است. این امر به افزایش میزان سهام شناور آزاد و نقدشوندگی شرکت های مربوط کمک میکند(.(IOSCO, 2007
در ایران طی سالهای اخیر سهام شناور آزاد هم به لحاظ علمی و هم از جنبه ضرورت انجام اقدامات عملی برای بالا بردن میزان شناوری سهام در بورس، مورد توجه محققان و نیز دست اندرکاران بازار سرمایه قرار گرفته است. در حال حاضر بسیاری از شرکت ها این حداقل سهام شناور را ندارند و لذا نقدشوندگی سهام برخی از شرکت ها بسیار پایین است و جذابیت خود را برای سرمایه گذاری از دست داد ه اند. در حال حاضر از مجموع شرکت های پذیرفته شده در بورس تقریبا به طور متوسط روزانه تنها سهام ۱۰۰ تا ۱۵۰ شرکت مورد معامله قرار می گیرند.
یکی از مشکلات بازارهای نوظهور از جمله بورس تهران وجود سهام شناور کم میباشد، پایین بودن میزان سهام شناور آزاد امکان دستکاری قیمت توسط معامله گران بزرگ را افزایش میدهد و میتواند منجر به اتفاقات خطرناکی نظیر گمراهی بازار و تشکیل حباب قیمتی شود که در نهایت منجر به کاهش اعتماد سرمایه گذاران به بازار سرمایه می شود. به همین علت در بسیاری از بازارهای دنیا، شرکت هایی که کمتر از مقدار معینی سهام شناور آزاد داشته باشند، از فهرست شرکت های بورسی حذف میشوند.
بورس تهران از مدتی قبل به محاسبه و انتشار ضریب سهام شناور آزاد شرکت های پذیرفته شده اقدام نموده و شاخصی را مبتنی بر سهام شناور آزاد طراحی کردهاست. همچنین با اعمال حجم مبنا سعی می شود در عمل به شرکت هایی اجازه تغییر قیمت داده شود که درصد بالاتری از سهام آن ها به صورت شناور آزاد بوده و احتمال بیشتری برای رسیدن به حجم مبنا و تغییر قیمت (مثبت و منفی( داشته باشند.
بر اساس تحقیق جمالی( ۱۳۸۷) در بورس اوراق بهادار تهران در عین حال که میزان سهام شناور آزاد با متغیرهای بازدهی، رابطۀ معنی دار ندارد ولی با متغیرهای نسبت قیمت به درآمد، نقدشوندگی و واریانس بازدهی سهام، رابطۀ مثبت دارد. بر این اساس، فرض وجود رابطه مثبت بین میزان سهام شناور و قدرت نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد تأیید قرار گرفته است که با نتایج تحقیقات انجام شده در کشورهای دیگر مطابقت دارد.
سازمان بورس اوراق بهادار هم چنین به موجب مصوبه ای در سال ۸۳ سهامداران عمده شرکت های متقاضی پذیرش در بورس را موظف نمود تا حداکثر ظرف مدت ۲ سال از تاریخ درج ، حداقل ۲۰ درصد سهم خود را به شکل گسترده توزیع نمایند.
به گونه ای که شرکت حداقل ۲۰ درصد سهام شناور آزاد داشته باشد. به علاوه، افزایش سرمایۀ شرکت هایی که سهام شناور پایینی داشته باشند با دشواری هایی در کسب مجوز سازمان همراه است و افزایش سرمایۀ شرکت ها منوط به افزایش سهام شناور آزاد شرکت به میزان حداقل ۲۰ درصد شده است. بدون تردید یکی از اهداف و تبعات این تصمیمات و برنامه های مشابه در زمینه افزایش درصد سهام شناور، افزایش درجه نقدشوندگی و انعکاس نقدشوندگی واقعی سهام هر یک از شرکت های بورسی و کل بازار بوده است.
۲- ۹ ریسک نقدشوندگی
ریسک عدم نقدشوندگی که گاهی با عنوان ریسک نقدشوندگی از آن یاد می شود همچنان جزء تحقیقات جدید در زمینه مدیریت مالی محسوب می شود. افراد بسیاری به مطالعه این بخش از ریسک دارایی های مالی بخصوص در بازار سهام پرداختهاند و نتایج متفاوتی را ارائه دادهاند. تعدادی از آن ها ارتباط بین بازده و عدم نقدشوندگی را مثبت بسیار قوی مشاهده نمودند، در حالی که در برخی دیگر رابطه خاصی بین این دو نیافتند.
Marcelo,2006) ).
در این پژوهش، با بهره گرفتن از درصد سهام شناور منتشر شده توسط بورس اوراق بهادار و ضرب آن ها در آخرین تعداد سهام، تعداد سهام شناور محاسبه شده و سپس از تقسیم میانگین سهام شناور بر تعداد سهام شناور ریسک نقدشوندگی حاصل می شود .
سرمایه گذاران باید در هنگام تجزیه و تحلیل بازده سهام و قیمت گذاری دارایی هر دو سطح نقدشوندگی و ریسک نقدشوندگی را در نظر بگیرند. لو و سادکا (۲۰۱۱ ) بر اهمیت جداسازی سطح نقدشوندگی و ریسک نقدشوندگی تأکید کردند. آن ها متوجه شدند در سال ۲۰۰۸ بحران بر سهام نقد به اندازه سهام غیر نقدی و حتی بیشتر از آن تاثیر گذار بوده و سهام هایی که دارای ریسک نقدشوندگی کمتری بودند در مقایسه با سهام هایی که ریسک نقدشوندگی بالایی داشت – صرف نظر از سطح نقدشوندگی -عملکرد بهتری داشتند.
به عبارتی اگر سطح نقدشوندگی و ریسک نقدشوندگی، هر دو برای برگشت دارایی حائز اهمیت باشند، ریسک نقدشوندگی، تمایل به کاهش و یا تغییر جهت تاثیر نقدشوندگی بر بازده دارایی دارد. در ادبیات موجود این موضوع به اثبات رسیده است که سطح نقدشوندگی به تنهایی بر بازده سهام تاثیر منفی دارد، یعنی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری بر روی سهام غیر نقدی نیاز به بازده بالاتری دارند.
اما با در نظر گرفتن ریسک نقدشوندگی ، ممکن است بنظر برسد تاثیر تغییر نقدشوندگی، مثبت است (به عنوان مثال تا حدودی در مطالب لو و سادکا، به آن توجه شده است ). این امر ممکن است به علت وجود ارتباط بین سطح نقدشوندگی و ریسک نقدشوندگی باشد. برای مثال سهامی با نقدشوندگی بیشتر ممکن است دارای ریسک نقدشوندگی کمتری باشد.
با در نظر گرفتن تمام ملاحظات فوق جداسازی سطح نقدشوندگی و اثرات ریسک نقدشوندگی بر بازده سهام جالب توجه است. آچاریا و پدرسن (۲۰۰۵) تا حدودی این موضوع را مورد بررسی قرار دادند. آن ها برای CAPM تنظیم شده نقدشوندگی خود، از نقدشوندگی مورد انتظار استفاده کردند . این محققان متوجه شدند تاثیر سطح در مقایسه با بتای نقدشوندگی ضعیف است. یکی از دلایل دستیابی به این نتیجه ممکن است به این علت باشد که بتا نقدشوندگی با بهره گرفتن از سطح نقدشوندگی برآورد شده است، و یا اینکه بتا ها به همراه نویز برآورد شده اند. همچنین بتا ها به شدت با هم همبستگی دارند.